کی باشه بگیرم بچلونمت شمارو!

درخواست حذف این مطلب
لوکیشن: اتاق ِ عزیز دلِ معرّف حضور-اعصاب داغان- غرغر طبق معمولف: واقعن خسته شدیم ما! من یکی که اگه میم(دوس پسرش) نبود دیگه م نمیومدم. اون بهم انگیزه می ده فقط.من: بفرماااا! خب من ندارم آقا! من اینم ندارم حتی! [لیوان را روی میز می کوبد] : خب پیدا کن! o_o مگه کج و کوله ای؟اون لحظه من و ف و کتابای تو کتابخونه و پایان نامه های اون زیر و گلدون کاکتوس و ماهی های تو تنگ و خ رای رو میز و تخته وایت برد و فلاسک چای و تی بگ های چای دارچین؛ همه و همه دوست داشتیم بریم بغل کنیم و! هیچ حوصله برداشت های بَدَوی هیچ رو ندارم! پیشاپیش.